سفارش تبلیغ
صبا
بهشت بهشتیان
 

ذکرها و دعاهای هنگام مواجهه با حرام (نامحرم، دروغ و ...) :


قبل از پرداختن به این بحث لازم است به نکاتی اشاره شود که توجه به آنها در روشنتر شدن بحث ما را یاری  می دهد.

نکته اول: عوامل کلی سقوط اخلاقی، هوای نفس، دنیا و شیطان هستند و ایمان، بهترین راه تحصیل ارزشهای اخلاقی است.(1)
قابل توجه است که این سه ضلع با همدیگر «رابطه و تعامل» دارند. یعنی شدت یکی بر شدت دیگری نیز اضافه میکند و تضعیف یکی دیگری را نیز ضعیف میکند. ما باید با همة این عوامل مبارزه کنیم و بهترین سلاح، اسلحة ایمان است.

نکته دوم: با سه راه میتوانیم تحصیل ایمان کنیم: اول خروج از غفلت دوم تحصیل علم سوم انگیزش میل فطری به ایمان.
1. خروج از غفلت: غفلت بنیان بسیاری از کژیهاست. برای فراهم ساختن ایمان نخست باید غفلتزدایی کرد. یعنی توجه کنیم که غیر از ارضای غرایز مادی و کسب لذتهای ناپایدار، راهها و حقایق دیگری نیز هست. در ادامة بحث به راههای خروج از غفلت نیز اشاره خواهیم کرد.(2)
2. تحصیل علم: عالم شدن به آنچه ایمان به آن تعلق میگیرد مثل توحید، نبوت، معاد... .
3. انگیزش میل فطری به ایمان: آدمی فطرتاً به آنچه برایش سودمند است میگراید و از آنچه برایش زیانبار است، می گریزد. پس بهترین راه برای ایمان به حقایق دینی یادآوری آثار خوب ایمان و پیآمدهای وخیم کفر در دنیا و آخرت است.

نکته سوم: علت این که گاهی آدمی به چیزی علم دارد اما بدان ایمان نمیآورد آن است که پیش از آن، دل در گرو چیزی دیگر نهاده است علم به «ذهن»مربوط میشود و ایمان کارِ «دل» است ایمان، دل دادن و دل سپردن است و این وقتی حاصل میشود که تمام توجه دل به چیزی دیگر معطوف نباشد. (تذکر، یادآوری و موعظهپذیری از حوادث پندآموز نیز ویژة کسانی است که دلی داشته باشند).

راههای غفلتزدایی

گاهی انسان با آنکه علم و آگاهی به حقایق دینی (توحید، معاد، نبوت و...) دارد و میداند که نباید خدا و حقایق را فراموش کند به علت توجه به امیال و هوسها، وسوسه های شیطان و دنیاگرایی(تحملات، دوستان نامناسب و...) از حقایق غافل میشود. برای اینکه جلوی غفلت گرفته شود توجه به مباحث زیر لازم است.
1. تقویت اراده:انسان دارای دو بعد مادی و معنوی (روحانی و جسمانی) است توجه به این دو بعد و ارضای عاقلانه و شرعی هر دو لازم است در بعد جسمانی انسان باید تغذیه مناسب داشته باشد، از تفریح برای آسایش جسم کمک بگیرد غریزة جنسی خود را در چهارچوب شرع ارضاء کند (ازدواج) و... و در بعد روحانی نیز باید روح تشنهاش را به حقایق ناب سیراب کند (عبادتها، حقگرایی، نیایش و دعا) و در هر دو باید حساب شده و تدریجی جلو رفت توجه بیش از حد و افراطی به بدن و بعد جسمانی باعث میشود که انسان در مقابل مسائلی که نیاز به تصمیمگیری و اراده قوی دارد سست شود پس باید حرکتی هدفمند داشت و با توجه بیشتر به بعد روحی قدرت اراده را نیز تقویت کرد.(3)

2. دوستان صالح: در انتخاب دوستان باید دقت کرد. دوستی که سخنانش شما را به یاد حقایق دینی، خدا... معاد و ... بیندازد، سخنانش به علم شما بیفزاید و شما را به یاد آخرت بیندازد.(4) نه دوستی که زمینههای غفلت را برای شما فراهم آورد. دیگر اینکه ما نباید در جلسههایی بنشینیم که در آن گناه میشود، امام صادق ـ علیهالسلام ـ فرمودند سزاوار نیست مؤمن در مجلسی بنشیند که در آن گناه میشود و او قادر به تغییر آن نیست.

3. موعظه: انسان ماهیتی دارد که زود آن را فراموش میکند. لازم است پیوسته موعظه و پند بشنود. قرآن شریف از پیامبران با عنوان مذکّر (یاد آورنده) و از قرآن با عنوان ذکر یاد کرده است. برای همین است که نمیتوان شنیدن موعظه را تکراری دانست. چرا که انسان برای غفلت زدایی دائماً باید تجدید نظر و تأمل کند.

4. توجه به نعمتهای الهی
5. توجه به عذابهای خداوند (در دنیا و آخرت).
6. تلاوت قرآن شریف: طبق روایتهایی یک فرد مسلمان باید در برنامه روزانه خود تلاوت همراه تأمل داشته باشد و در آیهها به دیدی تطبیقی نگاه کند. یعنی طوری نگاه کند و بخواند که گویا خطاب آیهها به اوست و گوش دل به پیام خدا بدهد. چرا که اثر تربیتی این شیوه بسیار مؤثر است.

7. عبرت: به قصص و داستانهای اقوام گذشته توجه کنیم و به عاقبت افرادی که غفلت، باعث هلاکت آنها شد توجه داشته باشیم و سعی کنیم خطاهای آنها را مرتکب نشویم.

8. پیغمبر درونی: در معارف ما از عقل به پیامبر درونی تعبیر شده است و گفته شده که عقل چیزی است که با آن خداوند رحمان پرستش میشود و بهشت با آن به دست میآید. پس کسی که با عقلش دنبال فریب مردم، گناه و... است در واقع گوش به پیغمبر درونی خود نداده است.

9. عالم محضر خداست:
توجه به اینکه دائماً در محضر خداست و لحظهای از نظر خداوند پنهان نیست و دیگر اینکه اعمال ما هر هفته به محضر حضرت حجت امام زمان ـ عًجَلَ الله تعالی فَرَجَهُ الشریف ـ عرضه میشود و پیوسته در دید و منظر آنها هستیم.(5) از این روست که توسل به آنها برای رشدمان بسیار موثر است.

10. ذکر دائم: روایتهای بسیاری ما را تشویق به ذکر دائم کردهاند امام علی ـ علیهالسلام ـ میفرماید: «المؤمن دائم الذکر و کثیر الفکر». مؤمن دائماً در حال ذکر و تأمل است. کسی که به این حالت برسد دیگر حالی برای وسوسهها و هوای نفس و دنیاگرایی نمیماند. زیرا بیشترین ضربه معنوی را ما در حال غفلت میخوریم و ذکر یکی از بهترین عوامل غفلت زایی است. در اینجا لازم است متناسب با سؤال کمی بیشتر در مورد ذکر بگوییم.

شرائط ذکر

برخی از شرایط ذکر از این قبیلاند:

1. توجه کامل به مذکور: مذکور یعنی کسی که یادآوری میشود نه ذکر و لفظ. مثلاً کسی که مشغول گفتن ذکر یاالله است باید در هر ذکرش توجهاش به عظمت خدا، نعمتها، قدرت و علم او باشد.

2. پنهان کاری عمل: ذکر باید خالصاً برای خدا صورت بگیرد، اگر بوی ریا از آن برخیزد نه تنها غفلتزدا نیست. بلکه بر شدت غفلت، عجب، تکبر و دوری از حق میافزاید به همین دلیل توصیه شده است که در ذکر گفتن مراقب باشیم که انگیزه غیر خدایی پیش نیاید.(6) (این امر دقیق است و نیاز به تمرین دارد.)

3. اعتدال: ذکر نباید انسان را از فعالیت روزانه محروم کند. حضور دائمی خداوند باید در همه حال حس شود. از نظر دین اسلام جائز نیست کسی برای ذکر گفتن به کنجی برود و از اجتماع دور شود. البته خلوت و محاسبه نفس در حد اعتدال آن لازمة رشد و پیشرفت معنوی است. قرآن در تمجید مؤمنین واقعی می گوید: «آنها کسانیاند که بیع و تجارت از یاد خدا غافلشان نمیکند».یعنی در متن جامعه و کار حضور خداوند برای‌شان پررنگ و محسوس است.

اقسام ذکر

ذکر بر سه قسم است: زبانی، قلبی و زبانی ـ قلبی. اگر تنها به گفتن الفاظی خشک اکتفا کنیم بهرهای نخواهیم برد.(7)

دوام: یکی از چیزهایی که در ذکر نباید فراموش شود «دوام ذکر» همراه با «تأمل به مذکور» است. یعنی اگر بخواهیم به نتیجه مطلوب برسیم باید دائماً با زبان قلب مشغول ذکر خدا باشیم. قرآن کریم دو صفت خردمندان را «ذکر مداوم و فکر» بیان می دارد.(8)

حاصل کلام

با توجه به مطالبی که گفته شد باید در نظر داشت که «ذکر» یکی از راه های غفلتزدایی است و برای به نتیجه رسیدن، باید آن را در کنار راههای دیگر غفلتزدایی به کار گرفت. دیگر این‌که از شرائط آن غافل نبود. با توجه به مطالب فوق، به ذکرها و دعاهایی اشاره میکنیم که در مواجهه با حرام و گناه استفاده میشود. این نکته را هم باید اشاره کرد که ذکرها همگی در یادآوری مؤثراند. امّا برخی از ذکرها برای شرائط زمانها و.. اثر ویژهای دارند که از طرف معصوم به ما تعلیم داده شدهاند.
1. بعد از نماز صبح 12 مرتبه بگوئید «توکلتُ علی الحیّ الذی لا یموتُ و الحمدللهِ الذی لَم یتَّخذ و لداً و لم یکن له شریکٌ فی الملک و لم یکن له ولیُّ من الذُّل و کبِّرهُ تکبیراً»(9) (ر.ک: هزار و یک ختم)
توکل میکنم بر خدائی که همیشه زنده است و ستایش از آن خداوندی است که نه فرزندی برای خود گرفته است و نه در حاکمیت، شریکی برای او بود و نه هرگز از روی ذلت و ضعف، یاوری گرفته است و او را به طور شایسته بزرگ بشمار.

2. برای غلبه بر نفس(10) الف: مداومت بر ذکر «لا حول و لا قوة الّا بالله العلی العظیم».
ب: ذکر یا دائم یا قائم.
ج: صبح و شب 13 بار یا صد مرتبه «اللهمُ لک الحمد و الیک المشتکی و انتَ المستعان».
3. برای غلبه بر وسوسة شیطان هنگام دیدن نامحرم(11) «یا خیر حبیبٍ و محبوبٍ صلّ علی محمد و آلِهِ».
4. دعای هفدهم صحیفه سجادیّه برای دور کردن «شیطان اللهم اِنّا نعوذُبک مِنْ نَزَعاتِ الشیطان الرجیم...».
5. دعای هجدهم، درخواست اخلاق پسندیده «اللهم صل علی محمد و آله و بلّغ بایمانی...».
حرف آخر: در ذکر و دعا باید شرائط آن را حفظ کرد (مکان دعا، زمان دعا، اخلاص در اول و آخر، صلوات بر پیامبر و اهل بیت او، ردّ کردن حقوق مردم و تسبیح خدا در اول). انسان مؤمن وقتی گناه میکند که غافل باشد و بهترین چیز برای غفلت زدایی ذکر مداوم است در روایات بسیاری (و همچنین آیاتی) ما را تشویق به ذکر کردهاند و ثمرهایی برای آن شمردهاند. از جمله آنها قدرت روحی، صفای دل، انس با خدا، آرامش قلب، زنده شدن دل، شفای قلب و پاکی آن و دوری از گناه و خودیابی و... . از آنجایی که انسان زود فراموش میکند. حتی ممکن است از همین فوائد ذکر غافل شود لازم است که دوستان صالح برگزیند، در مجالس وعظ شرکت کند، هر روز تلاوت آیاتی از قرآن داشته باشد، به دیدار علما برود، روزانه مقداری از کتابهای اخلاق و تربیت اسلامی مطالعه کند تا حالت آگاهی او همیشه حفظ شود و در هر لحظه متوجه باشد که عالم محضر خداست و او نباید در محضر خدا گناه کند.



1. شیروانی، علی. چکیده اخلاق در قرآن، قم: انتشارات دارالفکر، ج اول، ص 128 ـ 108، (اقتباس).
2. همان، صص 102-92(اقتباس).
3. مظاهری، حسین. عوامل کنترل غرائز، موسسه نشر و تحقیقات ذکر تهران: 1378، ص 56، (اقتباس).
4. مصباح یزدی، محمد تقی. راهیان کوی دوست قم: انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1381،
5. توبه: 105، قل اعملوا فیسری اللهُ عملکم و رسولُه و المؤمنون.
6. نصر بروجردی ، هزار و یک ختم، ص 30-10، (اقتباس).
7. همان.
8. آل عمران: 191.
9. محمدی ریشهری، محمد، کیمیای محبت، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ اول، 1381، ص 208 و 204.
10. همان.
11. سادات، محمد علی. اخلاق اسلامی، انتشارات سمت، 1368، چاپ ششم، ص 108 ـ93، (اقتباس)




برچسب‌ها: ذکر برای مقابله با حرام،راههای غفلتزدایی، شرایط زکر، اقسام ذکر، عالم محضر خداست، بهشت بهشتیان.
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 92/1/26 توسط مهدی دشت آبادی

وقایع این روز:

_ مرگ هارون الرشید

در شب چهارم سال 193 ه‍ شقى پلید هارون الرشید در سن 45 سالگى به درک واصل شد. او 23 سال خلافت کرد و قبرش پشت سر امام رضا (علیه السلام ) قرار دارد1، و جا دارد زائرین هارون را لعنت کنند.



1. توضیح الماقصد: ص 13.

 




برچسب‌ها: وقایع چهارم جمادی الثانی، مرگ هارون الرشید، بهشت بهشتیان.
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 92/1/26 توسط مهدی دشت آبادی

وقایع این روز:

-شهادت حضرت زهرا (علیها السلام )1

امام رضا (علیه السلام ) مى فرماید: ان فاطمه صدیقه شهیده : ((همانا فاطمه راستگو و شهیده است2 )).
در این روز در سال 11 ه‍ بنابر قول 95 روز، در روز سه شنبه شهادت حضرت بتول عذراء مظلومه مضروبه حضرت سید النساء فاطمه زهرا (علیها السلام ) به وقوع پیوسته است3 .
بعد از شهادت و دفن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) سه بار به منزل امیر المؤ منین و فاطمه زهرا (علیها السلام ) هجوم آورده ، و در هر بار به طریقى جسارت به اهل بیت (علیهم السلام ) کردند. در یکى از این دفعات ، که در منزل آن حضرت را آتش زدند و به زور وارد منزل شدند، حضرت صدیقه (علیهم السلام ) پشت در بودند.
با اینکه مى دانسته آن حضرت پشت در است ، بالگد و فشار در را باز کردند، و میخ در سینه آن مخدره را آزرد و محسن (علیه السلام ) سقط شد و پهلوى آن حضرت بیهوش روى زمین قرار گرفت ، و حضرت مولى الموحدین (علیه السلام ) را با سر و پاى برهنه و دست بسته به طرف مسجد بردند.
وقتى حضرت زهرا (علیها السلام ) به هوش آمدند به دنبال امیر المؤ منین (علیه السلام ) رفتند، و از بردن آن حضرت به مسجد مانع شدند. داخل کوچه جلو چشم همسرش اسد الله الغالب امیر المؤ منین على بن ابى طالب (علیهم السلام )، با تازیانه و غلاف شمشیر بر بدن حضرت صدیقه شهیده (علیها السلام ) زدند که طبق بعضى روایات از بازورى آن حضرت خون جارى شد و باز بیهوش روى زمین قرار گرفتند.

روزهاى حزن فاطمه (علیها السلام )

بعد از این وقایع و فجایع آن حضرت بعضى روزها با دلى شکسته و محزون کنار قبور شهداى احد مى رفت و مى گریست ، و مرگ خود را از خداوند طلب مى کرد، تا اینکه آهسته آهسته درد و جراحتهاى بدن بیشتر شد، و از آن به بعد نزدیک مدینه زیر درختى مى نشست و گریه و ناله مى کرد. منافقین آن درخت را هم بریدند. بعد از آن امیر المؤ منین (علیه السلام ) در آنجا سایبانى ساختند که مشهور به ((بیت الاحزان )) شد.
روز به روز بر شدت بیمارى بى بى افزوده مى شد. سینه شکسته و مجروح ، بازوى ورم کرده ، صورت نیلى ، محسن سقط شده ، غم پیامبر (صلى الله علیه و آله )،، مظلومیت امیر المؤ منین (علیه السلام )، کا را به جایى رساند که آن حضرت در بستر بیمارى افتاد، و وصیت هاى خویش را به امیر المؤ منین (علیه السلام ) فرمود: ((شبانه مرا از زیر پیراهن غسل بده و کفن کن و دفن نما. قبرم مخفى باشد و ابوبکر و عمر در تشییع و نماز من حاضر نشوند4)).

مدینه در شهادت فاطمه (علیها السلام )

روز شهادت آن حضرت ، مدینه مثل روز شهادت خاتم الانبیاء (صلى الله علیه و آله ) شده بود. کوچک و بزرگ از زن و مرد، نالان و گریان بودند. بدن مطهر آن حضرت شبانه غسل داده شد و هنگام غسل ، امیر المؤ منین و حسنین و زینبین (علیهم السلام ) و فضه خادمه و اماء بنت عمیس حاضر بودند. سپس عده اى از گلهاى سر سبد اصحاب امیر المؤ منین (علیه السلام ): سلمان ، ابوذر، مقداد، عمار و... حاضر شدند و بدن را دفن کردند.
در بقیع ، چهل صورت قبر ترتیب دادند و بر آنها مقدارى آب ریختند5. فرداى آن روز منافقین قصد نبش قبر را نمودند، ولى امیر المؤ منین (علیه السلام ) اجازه نفرمودند.
احتمالات در محل دفن آن حضرت متعدد است ، ولى زیارت آن حضرت در مسجد النبى (صلى الله علیه و آله )، حجره خود آن حضرت - که در زمان ما جزء صحن مسجد است - بین محراب و منبر، و در بقیع وارد شده است .
مدت عمر آن مخدره مظلومه 18 سال و 60 روز یا 90 روز است . سال شهادت یازدهم هجرى استم

اقوال در شهادت حضرت زهرا (علیها السلام )

اقوال در شهادت حضرت زهرا (علیها السلام ) چنین است :
1. چهل روز بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) (ربیع الثانى )6.
2. چهل و پنج روز (سیزدهم ربیع الثانى )7.
3. شصت روز بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله )8.
4. هفتاد و دو روز بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله )9.
5. هفتاد و پن روز بعد از شهات پیامبر (صلى الله علیه و آله )10.
6. نود روز بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله )11.
7. نود و پنج روز بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) (سوم جمادى الآخر)12.
8. صد روز بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) (هشتم جمادى الآخر)13.
9. صد و دوازده روز بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) (20 جمادى الآخر)14.
10. 4 ماه بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله )15.
11. روز 21 رجب 16.
12. روز 25 رجب 17.
13. سوم ماه رمضان 18.
14. 8 ماه بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله )19.

درباره شهادت حضرت زهرا (علیها السلام ) جا دارد مرورى بر منابع مربوط به آن داشته باشیم .

درباره آتش زدن در خانه به این مدارک مراجعه کنید:
عوالم : ج 11 ص 400، 404، 441، 343. مؤ تمر علماء بغداد: ص 135 - 137. اثبات الوصیه : ص 143. الغدیر: ج 6 ص 391. ارشاد القلوب دیلمى به نقل بحار الانوار. کشف المرا: ص 402 - 403. نوائب الدهور: ص 192. حلیه الابرار: ج 2 ص 652.
درباره اینکه چگونه پهلوى آن حضرت را شکستند، به این مدارک مراجعه کنید:
فرائد السمطین : ج 2 ص 34 - 35. امالى صدوق : ص 99 - 101. اثبات الهداه : ج 1 ص 280 - 281. البلد الامین : ص 551 - 552. طریق الارشاد: ص 465. اقبال الاعمال : ص 625. بحار الانوار: ج 97 ص 200، ج 28 ص ‍ 268 - 270. عوالم : ج 11 ص 400 - 404.
درباره اینکه حضرت صدیقه (علیها السلام ) را کتک زدند، به این کتب مراجعه کنید:
اثبات الهداه : ج 1 ص 280 - 281. ارشاد القلوب دیلمى : ص 295. المحتضر: ص 109. امالى صدوق : ص 99، 101، 118، مناقب ابن شهر آشوب : ج 2 ص 209. تفسیر برهان ج 2 ص 343. حلیه الابرار: ج 2 ص ‍ 652. الخطط للمقریزى : ج 2 ص 346. سیره الائمه الاثنى عشر: ج 1 ص ‍ 132. اعلام النساء: ج 4 ص 124. فرائد السمطین : ج 2 ص 34 - 35. کتاب سلیم بن قیس : ج 2 ص 585، 586، 587، 674، 675، 907. بحار الانوار: ج 28 ص 297، 299. احتجاج : ج 1 ص 210، 216.
درباره سیلى و کبودى چشم آن حضرت ، به این کتب مراجعه کنید:
سیره الائمه الاثنى عشر: ج 1 ص 132. ماءساه الزهراء 3: ج 1 ص 164 - 193. الاسرار الفاطمیه : ص 135.
در باره علت شهادت محسن (علیه السلام ) به این کتب مراجعه کنید:
اثبات الوصیه : ص 143. الوافى بالوفیات : ج 6 ص 17 . تراجم اعلام النساء: ج 2 ص 317. فرائد السمطین : ج 2 ص 34 - 35. امالى صدوق : ص 99 - 101. بشاره المصطفى : ص 197 - 200.
درباره اینکه آن حضرت شهیده شدند و به مرگ طبیعى از دنیا نرفتند، فرمایش امام رضا (علیه السلام ) کافى است که مى فرمایند: ((انها صدیقه شهیده ))... ((همانا فاطمه (علیها السلام ) راستگو و شهیده است ))20. به مدارک زیر نیز مراجعه کنید:
مزار شیخ مفید: ص 156. مقنعه شیخ مفید: ص 459. بلد الامین : ص 198 - 278. بحار الانوار: ج 25 ص 373، ج 27 ص 261، 268، 270، ج 29 ص 192، ج 43 ص 170، 197، 200، ج 53 ص 23، ج 97 ص 197. مصباح الزائر: ص 25 - 26. مصباح المتهجد: ص 654. من لایحضره الفقیه : ج 2 ص 574. تهذیب الاحکام طوسى : ج 6 ص 10. الوافى : ج 14 ص 1370 - 1371. جامع احادیث الشیعه : ج 12 ص 264. القاب الرسول و عترته (علیهم السلام ): ص 39 - 43.
پس در این روز شیعیان باید به عزادارى آن حضرت قیام نمایند و آن مظلومه را زیارت کنند و ظالمان و غاصبان حق او را نفرین نمایند.



1. اعلام الورى : ج 1 ص 300، کشف الغمه : ج 1 ص 503. مسار الشیعه : ص 31. توضیح المقاصد: ص 13. مصباح کفعمى : ج 2 ص 597. مصباح المتهجد: ص 732. بحارالانوار: ج 97 ص 375، ج 43 ص 195.
2. اصول کافى : ج 3 ص 475.
3. مستدرک سفینه البحار: ج 2 ص 85؟
4. بیت الاحزان : ص 247 - 262. بحار الانوار: ج 43 ص 171. فیض العلام : ص 258 - 263. جنه العاصمه : ص 351 - 361. ریاحین الشریعه : ج 1 ص 251 - 293. ماءساه الزهراء (علیها السلام ): ج 2 ص 18، 31، 45، 48، 49، 64، 76. فاطمه الزهرا (علیها السلام ) بهجه قلب المصطفى (صلى الله علیه و آله ): ص 807 - 885. وفاه فاطمه الزهراء (علیها السلام ) مقرم : ص 104 - 105. عوالم العلوم جلد سیده النساء فاطمه الزهراء (علیها السلام ) نج 2 ص 1057 - 1121.
5. بحار الانوار: ج 43 ص 183.
6. بحار الانوار: ج 43 ص 212. جنه العاصمه : ص 350. مروج الذهب : ج 1 ص 403. روضه الواعظین : ص 130.
7. مناقب ابن شهر آشوب : ج 3 ص 406.
8. بحار الانوار: ج 43 ص 217.
9. مناقب ابن شهر آشوب نج 3 ص 406.
10. الخرائج و الجرائح : ج 2 ص 526. کافى : ج 2 ص 474. بحار الانوار: ج 22 ص 545. اثبات الهداه : ج 4 ص 441. مناقب : ج 3 ص 406.
11. بحار الانوار: ج 43 ص 188 - 215.
12. بحار الانوار: ج 43 ص 170 - 196. بیت الاحزان : ص 261. دلائل الامامه طبرى : ص 45، 46، 47. جنه العاصمه : ص 355.
13. معارف ابن قتیه : ص 62.
14. بحار الانوار: ج 43 ص 171. دلائل الامامه : ص 46. مناقب : ج 2 ص 112.
15. وفاه الصدیقه الزهراء (علیها السلام ) مقرم : ص 115، از الاصابه ابن حجر. مناقب ابن شهر آشوب : ج 3 ص 406.
16. زاد المعاد: ص 35.
17. وقایع الشهور: ص 126.
18. بحار الانوار: ج 43 ص 214 نور الابصار: ص 42. مناقب خوارزمى ن ج 1 ص 83. الاصابه ابن حجر: ج 4 ص 380.
19. وفاه الصدیقه الزهراء (علیها السلام ) مقرم : ص 115، از الاصابه ابن حجر.
20. اصول کافى : ج 2 ص 475.




برچسب‌ها: وقایع سوم جمادی الثانی، شهادت حضرت زهرا
نوشته شده در تاریخ شنبه 92/1/24 توسط مهدی دشت آبادی

وقایع این روز :

_وفات محمد بن عثمان عَمری

وفات دومین نائب خاص امام عصر صلوات الله علیه ، جناب ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عَمرى (رحمه الله ) در چنین روزى واقع شده است1 .



1. غیبت شیخ طوسى : ص 364. وقایع الایام : ج شعبان ، ص 345. مستدرک سفینه البحار: ج 5 ص ‍ 231.




برچسب‌ها: وقایع بیست ونهم جمادی الاولی، وفات دومین نائب امام زمان، محمد بن عثمان عَمری، بهشت بهشتیان، دشت آبادی.
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 92/1/20 توسط مهدی دشت آبادی

ماجرای شکستن و سوزاندن درب و شکستن پهلوی حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ چه بوده است و در کدام کتب معتبر تاریخی بیان شده است؟

پاسخ:

بعد از رحلت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ خلفای اسلامی همواره از نقل احادیث پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ذکر سیره و شیوه زندگانی حضرت و صحابه وفادار او استقبال نکردند و در این میان کسانی که برخلاف وصیت نبوی حاکم شدند، از مخالفین عمده این نقلها بودند. چرا که از جایگاه پایین خود خصوصاً در دوره پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ باخبر بودند و از سوی دیگر از شأن بالای صحابه مقرب حضرت آگاهی داشتند. لذا نقل احادیث و سیره آنها را خطری برای خود تلقی می‌کردند.(1) برخی حتی به همین مقدار بسنده نمی‌کردند، بلکه در کنار منع نقل احادیث و سیرة بزرگان نقلهایی آمیخته با دروغ به آنها نسبت می‌دادند و در وقایع تاریخی دخل و تصرف و تحریف می‌نمودند و در این میان اختلافات قبیلگی، دسته‌بندی‌های سیاسی و فرقه‌ای و جناح بازی‌ها خود از عوامل تحریف بود. چنانچه هشام بن عبدالملک برای اعمش که گرایش شیعی داشت نوشت: برای من فضایل عثمان و زشتی علی را بنویس، اعمش در پاسخ او نوشت: اگر تمام مناقب اهل زمین برای عثمان باشد زشتی‌های آن برای علی برای تو نفع و ضرری ندارد.(2) از نکات مهم که در جای خود از مهم‌ترین علل تحریف تاریخ است، اعتقاد مورخین اسلامی به «عدالت صحابه» است چرا که اینان با چنین اعتقادی در نقل اخباری که عدالت صحابه را خدشه‌دار می‌نمود، دچار تردید شده و به تحریف آن می‌پرداختند. از سوی دیگر مورخین شیعی نیز در نقل وقایع و رویدادهای مهم اسلامی با توجه به وجود دولتهای سنی مذهب با مشکلات فراوانی مواجه بودند. یکی از اصلی‌ترین و به عبارت صحیح‌تر مهمترین کتاب شیعی که به نقل وقایع و حوادث دوره خلفای راشدین پرداخته است کتاب سلیم بن قیس هلالی است که از سوی ائمه طاهرین ـ علیهم السّلام ـ نیز بسیار مورد تأییدبود. ولی این کتاب ارزشمند نیز در جریان حوادث تاریخ مفقود گردیده و آنچه اکنون با این عنوان در دسترس عموم است، از نظر عده‌ای از محققین دارای اعتبار نیست. پس در واقع علمای شیعی یا در اثر فضای رعب و وحشتی که از سوی حکام سنی مذهب حاکم بود قادر به نقل همه تاریخ و واقعیت‌های آن نبودند و یا هم اگر کسی چون سلیم بن قیس به نقل همه حوادث می‌پرداخت در واقع با دسیسه‌های همان حکام حاصل زحماتش معدوم می‌شود. حقیقت‌طلبان از حقایق تاریخ بدور ماندند. با وجود همه این مشکلات و توطئه‌ها یافتن بعضی از حوادث از لابه‌لای برگه‌های تاریخ اگر چه بسیار صعب و مشکل است ولی دور از دسترس نیست، یکی از همین وقایع به آتش کشیدن درب خانه فاطمه ـ سلام الله علیها ـ و شکستن درب و آسیب رساندن به فاطمه ـ سلام الله علیها ـ می‌باشد. برای پرداختن به منابع معتبر که در بردارنده این رویداد هستند بهتر دیده شد که این حادثه را از منابع معتبری که در دسترس است نقل نماییم:
پس از آنکه عده‌ای از صحابه مهاجر و انصار در سقیفه با ابوبکر بیعت نمودند، فردای آن روز نیز ابوبکر جهت گرفتن بیعت عمومی در مسجد پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ حاضر شد، در این میان علی ـ علیه السّلام ـ و بنی‌هاشم و شماری از یاران حضرت ـ علیه السّلام ـ به دور از این کشمکشها در منزل پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در سوگ از دست رفتن حضرت ـ صلّی الله علیه و آله ـ گردهم آمده بودند و درصدد تجهیز و کفن و دفن حضرت بودند. ابوبکر پس از بیعت عمومی کسی را جهت فراخواندن حضرت علی ـ علیه السّلام ـ به مسجد و شرکت در بیعت عمومی فرستاد. البته در این میان اختلافاتی در زمان و تاریخ چنین امری وجود دارد. ابن قتیبه آورده است که: ابوبکر چون دوبار قنفذ را به خانه علی ـ علیه السّلام ـ فرستاد(3) و علی ـ علیه السّلام ـ جواب منفی داد. ابوبکر عمر را به همراه چند نفر به طرف خانه فاطمه ـ سلام الله علیها ـ فرستاد. بعضی عثمان، خالد بن ولید، مغیرة بن شعبه، ابوعبیده جراح و حتی خود ابوبکر را از همراهان عمر نام برده‌اند.(4) همچنین از قنفذ نیز در این جمع یاد شده است.(5)
ابوبکر در زمان فرستادن عمر به او گفت: اگراطاعت نکردند (و از خانه جهت بیعت بیرون نیامدند) آنان را بکش.(6)
ابی‌الفداء درکتابش می نویسد: ابوبکر عمر بن خطاب را به سوی علی و همراهان او فرستاد آنها را از منزل فاطمه ـ سلام الله علیها ـ بیرون آورد و به عمر گفت: اگر ابا کردند آنان را بکش. پس عمر با مقداری آتش به سوی آنان رفت تا خانه را به آتش بکشد.(7) وقتی عمر به خانه فاطمه ـ سلام الله علیها ـ رسید بانگ برآورد و اهل خانه را برای بیعت فراخواند و تهدید نمود که خانه را به آتش خواهد کشید. مردم گفتند که فاطمه درون خانه است. عمر گفت: باشد.(8) فاطمه ـ سلام الله علیها ـ که صدای عمر را شنید جلو آمدو به روایتی از پشت درب با عمر به گفتگو پرداخت و فرمود: آیا می‌خواهی خانه مرا به آتش بکشی؟ عمر گفت: آری.(9) در اثر گفتگوهایی که بین فاطمه ـ سلام الله علیها ـ و عمر رد و بدل شد و ناله‌های حضرت ـ سلام الله علیها ـ مردم بسیاری ناظر به این حادثه متفرق شدند و عمر با عده‌ای باقی ماند.(10) این قسمت واقعه را اکثر منابع سنی و شیعه نقل کرده‌اند .اختلاف گزارشها پس از این صحنه شروع می‌شود. گروهی براین باورند: زبیر و علی ـ علیه السّلام ـ با شمشیر خارج شدند آنان را گرفتند و کشان کشان به مسجد بردند.(11) بعضی نیز قائلند که با تهدید عمر همه همراهان علی ـ علیه السّلام ـ از منزل بیرون آمدند و بیعت کردند به جز علی ـ علیه السّلام ـ (12) بلکه ابوبکر چون استدلالهای حضرت ـ علیه السّلام ـ را شنید گفت: اگر بیعت نمی‌کنی ترا مجبور به آن نخواهم کرد. امّا اینکه عمر درب خانه را به آتش کشیده است در این مورد گزاره هایی از سنی و شیعه وجود دارد که مؤید حجوم و آتش زدن می‌باشند.(13) این اخبار را در ادامه آورده‌اند که عمر درب نیم سوخته را با لگد خود باز نمود(14) و چون فاطمه ـ سلام الله علیها ـ در پشت درب قرار داشت در اثر شدت ضربه نوزادی را که حامله بود سقط نمود.(15)
همچنین عمر با تازیانه قنفذ ضربة سخنی به بازوی حضرت ـ سلام الله علیها ـ نواخت که در اثر آن تورمی در دستان حضرت پدیدار شد و چون عمر همچنان مقاومت زهرا ـ سلام الله علیها ـ را دید سیلی محکمی به صورت حضرت نواخت که گوشواره از گوشش خارج شد،(16) پس از آن عمر علی ـ علیه السّلام ـ را با حالتی زشت و توهین‌آمیز به مسجد برد.(17)در این میان آنچه از روایات اهل سنّت قابل توجه است این می‌باشد که اینان راویان اخبار آتش زدن درب خانه فاطمه ـ سلام الله علیها ـ و سقط جنین را دروغگو و رافضی می‌خوانند. به طور مثال عسقلانی در لسان المیزان ضمن آوردن خبر سقط جنین از زبان احمد بن محمد سرّی بن یحیی بن ابی دارم او را رافضی و دروغگو می‌خواند(18) و یا ذهبی در میزان الاعتدال(19) و شهرستانی نیز وقتی چنین خبری را از ابراهیم بن سیار معروف به نظّام معتزلی نقل می‌کند او را به رفضه و کذب متهم می‌نماید(20) و همچنین است حال صفدی و نظر او در مورد نظّام.(21)
در هر صورت بحث آتش زدن درب خانه فاطمه ـ سلام الله علیها ـ و ضرب و شتم آن حضرت که منجر به سقط جنین شد، ‌حادثه‌ای نیست که براحتی بتوان از کنار آن گذشت و توقع داشت که به حدّ وفور در منابع شیعه و سنی به چشم بخورد. در پایان کلام را با گفتاری از ابوبکر و مسعودی ختم می‌کنیم: در منابع تاریخی اهل سنّت آمده است که ابوبکر در زمان احتضار گفت: بر چیزی از دنیا تأسف نمی‌خورم مگر بر سه کاری که انجام دادم و دوست داشتم که انجام ندهم.. امّا سه کاری که انجام دادم و ای کاش نمی‌کردم: از خانه فاطمه تفتیش نمی‌کردم اگر چه حتی به جهت جنگ بر روی من بسته می‌شد و...(22) مسعودی ضمن نقل این گفتار می‌گوید: و در این باب صحبت‌های زیادی نمود.(23) که از این صحبتها ابوبکر در کتب اهل تسنن چیزی به دست نمی‌آید.ازگزارشهای مختلف می توان دریافت که اهل بیت پس ازپیامبر توسط مردم مورد ظلم واقع شدند اول ازهمه حضرت زهرا وامیر مومنان بودند.

 


1. آئینه‌وند، صادق، علم تاریخ در گستره تمدن اسلامی، تهران، پژوهشگاه علوم انسان و مطالعات فرهنگی، 1377، ص 548.
2. جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، تهران، انتشارات انصاریان، 1376، ص 90، به نقل از شذرات الذهب، ج 1، ص 22.
3. ابن قتیبه، الامامه والسیاسه، ترجمه طباطبایی، تهران، انتشارات ققنوس، ص 30.
4. مفید، الاختصاص، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1982 م، ص 185.
5. خصیبی، الهدایة الکبری، بیروت، موسسه البلاغ، چ چهارم، 1991 م، ص 178.
6. ابن عبدربه، العقد الفرید، قاهره، استقامه، چ دوم، 1953م، ج 5، ص 12.
7. ابی‌الفداء، المختصر فی اخبار البشر، قاهره، انتشارات المبتنی، ج1، ص 151.
8. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق محمد حمیدالله، قاهره، دار المعارف، چ سوم، ج1، ص 586.
9. ابن عبد ربه، پیشین، ص 12، بلاذری، ج 1، پیشین، ص 586.
10. ابن قتیبه، پیشین، ص 30.
11. طبری، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق نخبة من العلماء، بیروت، موسسه الاعلمی، ج 2، ص 443.
12. ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، قاهره، 1937 م، ج 1، ص 12.
13. خصیبی، پیشین، ص 178 و 407. مسعودی، اثبات الوصیة، قم، موسسه انصاریان، 1417 هـ ، ص 146. طوسی، تلخیص الشافی، تحقیق سید حسین بحرالعلوم، قم، دار الکتب الاسلامی، چ سوم، 1394ق، ج 3، ص 76.
14. خصیبی، پیشین، ص 407. مفید، پیشین، ص 185. عیاشی، تفسیر، تحقیق رسولی محلاتی، انتشارات علمی اسلامی، 76، ج2.
15. خصیبی، پیشین، ص 178.‌مسعودی، پیشین، ص 146. شهرستانی، الملل و النحل، تصحیح احمد فهمی محمد، قاهره، مکتبه الحسن السجادیه، 1948 ق، ج1، ص77. قولویه، کامل الزیارات، تحقیق نشر الفقاهه، انتشارات نشر اسلامی، 1417 ق، ص 548. عسقلانی، ‌لسان المیزان، بیروت، دار احیاء‌التراث، 1995، ج1، ص268. ذهبی، میزان الاعتدال، تحقیق علی محمد بجاوی، بیروت، دار الفکر، ج 1، ص 139. طبری، دلائل الامامه، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چ دوم، 1988 م، ص 45.
16. خصیبی، پیشین، ص 178.
17. مفید، پیشین، ص 185. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار احیاء‌التراث، ج2، ص21.
18. عسقلانی، پیشین، ج1، ص 268.
19. ذهبی، پیشین، ج1، ص 139.
20. شهرستانی، پیشین، ج1، ص 77.
21. صفدی، پیشین، ج6، ص14.
22. ابن شیبه، المصنف فی الاحادیث و الاثار، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1995 م، ج 7، ص 423. علاء الدین متقی هندی، کنز العمال، بیروت، موسسه الرساله، 1989 م، ج5، ص651. یعقوبی، پیشین، ج2، ص137. جمید بن زنجویه، الاموال، تحقیق مشاکر زیب فیاض، عربستان، ج1، ص303.
23. مسعودی، مروج الذهب، بیروت، دار الاندلس، 1965 م، ج2، ص301.




برچسب‌ها: حضرت زهرا،شکستن و سوزاندن درب، شکستن پهلوی حضرت زهرا، فاطمیه، به
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 92/1/19 توسط مهدی دشت آبادی
   1   2      >