سفارش تبلیغ
صبا
بهشت بهشتیان
 

به مناسبت فرا رسیدن شب یلدا و همزمانی آن با ایام اسارت کاروان اهلبیت امام حسین(ع)

این چند بیت را تقدیم دوستان عزیز می‌‌کنم:

شب یلدا قدم آرام بردار *** کمی هم احترام ما نگهدار

تو می‌‌‌‌بینی ربابم غصه‌‌‌‌دار است *** بنی هاشم هنوزم داغدار است

صدای العطش در گوش مانده *** بدنها بی کفن هر گوش مانده

شب یلدا تو هم چله نشین باش *** سیه پوش غم سالار دین باش

 



برچسب‌ها: شب یلدا ، اسارت اهل بیت
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 91/9/29 توسط مهدی دشت آبادی

چرا شارع مقدس تا این حد تأکید بر امتثال نمازهای یومیه دارد تا آنجا که حتی امر فرموده: اگر انسان در حال غرق شدن هم هست باید نماز خود را به جا آورد، در حالی که انسان در این حالت فقط به فکر نجات خویش است؟

پاسخ:

این پرسش دو بخش دارد که در ابتدا هر کدام جداگانه طرح شده و آن گاه پاسخ مستقل داده می‌شود:
1. چرا در شرع مقدس بر اقامه نماز اصرار و تأکید فراوان شده است؟
2. آیا درست است که در حال خطر مانند غرق شدن انسان به خواندن نماز مکلف باشد؟
پاسخ سؤال اول در چند محور طرح و تبیین می‌شود:
اولاً، در این که خداوند سبحان ما را به انجام تکالیفی موظف کرده است، منت بزرگی بر ما گذاشته و ما باید در برابر این احسان الهی همواره شکرگزار باشیم، چون انجام تکالیف برای تکامل خود ماست و خداوند هیچ گونه نیازی به عبادت ما ندارد، چنان که حضرت امام خمینی (ره) فرموده اند: «بدان که مالک الملوک حقیقی و ولی نعمت واقعی از ما خواسته که این قلب را برای من خالص کنید تا برای خود نتیجه بدهد، اگر ما گوش ندهیم نتیجه اش ظلم به خود ماست، و فرقی برای او نمی‌کند، چون حق سبحانه از همه چیز بی‌نیاز است و به این عبادت و بندگی ما احتیاجی ندارد».(1)
ثانیا: در کلامی از امیر المؤمنین علی (ع) به فلسفه اصرار و تأکید شارع به نماز به زیباترین و آموزنده‌ترین وجه اشاره شده و فرموده اند: ای مردم خواندن و اقامه نماز را برعهده گیرید، و آن را حفظ کنید، زیاد نماز بخوانید و با نماز خود را به خدا نزدیک کنید ـ نماز دستوری است که در وقت‌های خاص بر مؤمنان واجب گردیده، آیا به پاسخ دوزخیان گوش فرا نمی‌دهید، آن هنگام که از آنها پرسیدند: چه چیز شما را به دوزخ کشانده است؟ گفتند ما از نمازگزاران نبودیم ـ همانا نماز گناهان را چون برگ‌های پاییزی فرو می‌ریزد و غل و زنجیر گناهان را از گردن‌ها می‌گشاید، پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ نماز را به چشمة آب گرمی که در خانه مردی ، جریان داشته باشد تشبیه کرده، اگر روزی پنج بار خود را در آن شستشو دهد، هرگز چرک و آلودگی در بدن او نماند، همانا کسانی از مؤمنان حق نماز را شناختند که زیور دنیا از نماز آنان را باز نداشته و روشنایی چشم بغی اموال وفرزندان مانع نمازشان نشود، رسول خدا پس از بشارت به بهشت خود را در نماز خواندن به زحمت می‌انداخت، زیرا پی در پی خانواده خود را در نماز خواندن فرمان می‌داد و خود نیز در انجام نماز شکیبا بود.(2)
2. در پاسخ بخش دوم سؤال باید گفت: شارع مقدس هر کس را به اندازه توان او تکلیف می‌دهد لذا اگر مثلاً روزه گرفتن برای کسی ضرر داشته باشد او نه تنها مکلف به روزه نیست، بلکه اگر روزه بگیرد باطل خواهد بود. امّا نماز یک تکلیفی است که نوعاً در هر شرایط می‌تواند به تناسب آن شرایط اقامه گردد لذا شارع در حال غرق شدن از انسان خواسته که نماز را با اشاره به جا آورد. گر چه فلسفه احکام را خداوند و شارع می‌داند، امّا از باب آن که ما نیز مأمور به تفکر در آیات و احکام و معارف الهی هستیم، باید گفت: چون نماز یاد خدا و ذکر خداست، شارع مقدس خواسته بنده او حتی در حال غرق شدن با یاد او به دیدارش نایل آید. البته این به معنای آن نیست که در آن هنگام شخص تلاشی برای نجات خود نکند و مشغول نماز شود و شارع خواسته باشد ، نماز را بخواند و لو به قیمت از دست رفتن جان .
انسان در آن موقع بیشتر به یاد خدا و نیازمند به نماز است . و انسان فطرتا در آن موقع ناخودآگاه به یاد خدا خواهد افتاد و از خدا کمک می خواهد .

جمع بندی و نتیجه:در انتها از آن چه بیان بیان شد معلوم گردید که چون همه تکالیف شرعی و احکام الهی بر اساس مصالح نفس الامری وضع می‌شود و در حقیقت خداوند سبحان می‌خواهد بندگانش از راه عمل به وظایف دینی و دستورات شرعی به کمال و سعادت ابدی برسند، لذا گذشته از خود احکام و دستورات دینی نسبت به انجام آنها اصرار و تأکید فراوان نموده که از میان آنان چون نماز بهترین عبادات و معراج مؤمن است و در میان عبادات الهی جایگاه ویژه‌ای دارد لذا دستور داده است که حتی الامکان در هر شرایطی متناسب با آن شرایط، نماز به جا آورده شود.

 


پاورقی:

1. موسوی خمینی، سید روح الله، چهل حدیث، نشر آثار امام، چ 20، سال 1378 ش، ص 43، شرح حدیث 2.
2. نهج البلاغه، خطبه 199، با تحقیق و ترجمه محمد دشتی.




برچسب‌ها: نماز ، بجا آوردن نماز، تاکید برنماز ،اقامه نماز ،غرق شدن ، نماز در حال خطر ،عبادت ، شرع ، اقامه نماز،بهشت بهشتیان
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 91/9/29 توسط مهدی دشت آبادی

چگونه نماز انسان را از گناه باز می دارد؟

پاسخ:

عبادت به معنای اظهار ذلّت، عالی ترین نوع تذلّل و کرنش در برابر خدا است.(1)
در اهمیت آن، همین بس که آفرینش هستی و بعثت پیامبران برای عبادت است.(2)
آنچه انسان را به پرستش و بندگی خدا وادار می کند، اموری است، از جمله: 1ـ عظمت خدا, 2ـ احساس فقر و وابستگی انسان در برابر خدا, 3ـ توجه به نعمت های الهی, 4ـ کشش فطری انسان. بارزترین نوع عبادت و مصداق بندگی «نماز» است. اینک به گوشه ای از نظرهای مکتب وحی پیروان نماز، توجه فرمایید:
نماز سیمای مکتب و پایه و ستون دین است. نماز، کلید بهشت، وسیله نزدیک شدن انسان به خدا و کوبنده شیطان است. نماز، رابطه مطلق مخلوق با خالق و وسیله تشکر از خداوند بر نعمت های اوست. علاوه بر آنچه گفته شد، رفتار اولیاء خدا نیز اهمیّت و جایگاه نماز را بیان می کند:
حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ در گهواره هم می گوید: خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زکات سفارش کرده است.(3)
امام حسین ـ علیه السلام ـ حتی ظهر عاشوا در میدان مبارزه در برابر تیرهای دشمن هم نماز ظهر را رها نکرد.
حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ همسر و کودک خویش را در بیابان های داغ مکه ، جایی که هیچ آب و گیاهی نداشت، مسکن داد و گفت: «خدایا، تا نماز به پا دارند»(4)
پیشوایان معصوم ما، هنگام نماز، رنگ چهره شان دگرگون می شد و می فرمودند: وقت ادای امانت الهی و حضور در پیشگاه و درگاه الهی است.
حال با توجّه به مقدمه بالا باید گفت:
طبیعت نماز از آن جا که انسان را به یاد نیرومندترین عامل بازدارنده یعنی اعتقاد به مبدأ و معاد می اندازد، دارای اثر بازدارندگی از فحشاء و منکر است.
انسانی که به نماز می ایستد، تکبیر می گوید، خدا را از همه چیز برتر و بالاتر می شمرد، به یاد نعمت های او می افتد، حمد و سپاس او می گوید، او را به رحمانیت و رحیمیت می ستاید، به یاد روز جزای او می افتد، اعتراف به بندگی او می کند، از او یاری می جوید، صراط مستقیم از او می طلبد و از راه کسانی که غضب بر آن ها شده و گمراهان، به خدا پناه می برد. (مضمون سوره حمد)
بدون شکّ در قلب و روح چنین انسانی، جنبشی به سوی حق تعالی و حرکتی به سوی پاکی و جهشی به سوی تقوی پیدا می شود. برای خدا رکوع می کند و در پیشگاه او پیشانی بر خاک می نهد، غرق در عظمت او می شود و خودخواهی و خود برتر بینی ها را فراموش می کند.
شهادت به یگانگی او می دهد، گواهی به رسالت پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ می دهد. بر پیامبرش درود می فرستد و دست به درگاه خدا بر می دارد که در زمره بندگان صالح او قرار گیرد. (تشهد و سلام).
همه این امور موجی از معنویت در وجود او ایجاد می کند، موجی که سدّ نیرومندی در برابر گناه محسوب می شود. این عمل چند بار در شبانه روز تکرار می گردد، هنگامی که صبح از خواب بر می خیزد در یاد او غرق می شود.
در وسط روز هنگامی که غرق زندگی مادی شده و نیز در پایان روز و آغاز شب پیش از آن که به بستر استراحت رود با او راز و نیاز می کند. از این گذشته به هنگامی که آماده مقدمات نماز می شود، خود را شستشو می دهد، پاک می کند، حرام و غصب را از خود دور می سازد و به بارگاه دوست می رود. همه این امور تأثیر بازدارنده در برابر خط فحشاء و منکرات دارد. اما هر نمازی به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است، انسان را از گناه باز می دارد. به عبارت دیگر: نهی از فحشاء و منکر سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط، دارای بعضی از این درجات است. ممکن نیست کسی نماز بخواند و هیچ گونه اثری در او نبخشد. هر چند نمازش صوری باشد و او به گناه آلوده باشد.
البته این گونه نماز، تأثیرش بسیار کم است و این گونه افراد اگر همان نماز را نمی خواندند از این هم آلوده تر بودند.
در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه وآله ـ چنین می خوانیم: جوانی از انصار نماز را با پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ ادا می کرد اما با این حال آلوده گناهان زشتی بود، این ماجرا را به پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ عرضه داشتند، فرمود: (إنّ صَلوتَه تَنْهَاهُ یَوْماً) «سرانجام نمازش روزی او را از این اعمال پاک می کند.»(5)
نماز آب زندگانی است که بیماران مبتلا به گناه و نیز محتضران مشرفِ به مرگِ روح را درمان یا احیا می کند، چنان که گناه به مثابه مرض یا مرگ است که مبتلایان به خود را بیمار می کند یا می میراند و پرهیزکاران در پرتو نماز، قرب ویژه ای پیدا می کنند و به هر میزان که نماز با اخلاص بیشتری همراه باشد، تقوای آنان کامل تر است.(6)
از آن جا که خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته می کند، لذا وسیله شستشوی از گناهان و مغفرت و آمرزش الهی است. لذا در حدیثی می خوانیم: پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ از یاران خود سؤال کرد: «اگر بر در خانه یکی از شما، نهری از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد، آیا چیزی از آلودگی و کثافت در بدن او می ماند؟ عرض کردند: نه، فرمود: نماز درست همانند این آب جاری است، هر زمان که انسان نماز می خواند گناهانی که در میان دو نماز انجام شده است از میان می رود.»
و به این ترتیب جراحاتی که بر روح و جان انسان از گناه می نشیند، با مرهم نماز التیام می یابد.
همچنین نماز، سدّی در برابر گناهان آینده است، چرا که روح ایمان را در انسان تقویت می کند و نهال تقوی را در دل پرورش می دهد و می دانیم ایمان و تقوی نیرومندترین سدّ در برابر گناه است.
نماز قطع نظر از محتوای خودش، با توجه به شرائط صحت، دعوت به پاک سازی زندگی می کند، چرا که می دانیم مکان و لباس نمازگزار، فرشی که بر آن نماز می خواند، آبی که با آن وضو می گیرد و غسل می کند، محلی که در آن غسل و وضو انجام می شود، باید از هر گونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد و کسی که آلوده به تجاوز و ظلم، ربا، غصب، کم فروشی، رشوه خواری و کسب اموال حرام باشد چگونه می تواند مقدمات نماز را فراهم سازد؟ بنابراین تکرار نماز در پنج نوبت در شبانه روز خود دعوتی است بر رعایت حقوق دیگران.(7)
نماز علاوه بر شرائط صحت، شرائط قبول (کمال) را نیز دارد که رعایت آنها نیز یک عامل مؤثر دیگر برای ترک بسیاری از گناهان است.
در پایان به عنوان حُسن ختام این نوشتار، قسمتی از حدیثی که از امام علی بن موسی الرضا ـ علیه السلام ـ نقل شده تبرّک می جوییم:
«مداومت ذکر خداوند در شب و روز که در پرتو نماز حاصل می گردد، سبب می شود که انسان، مولی و مدبّر و خالق خود را فراموش نکند و روح سرکشی و طغیانگری بر او غلبه ننماید و همین توجه به خداوند و قیام در برابر او، انسان را از معاصی باز می دارد.(8)

 


پاورقی:

1. قرائتی، محسن، پرتوی از اسرار نماز، تهران، ستاد اقامه نماز، 1374، ص 15ـ83 .
2. ذاریات: 56، نحل: 36.
3. مریم: 31.
4. ابراهیم: 37.
5. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1375، ج 16، ص 284.
6. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، انتشارات اسوه، 1378، ج 1، ص 186.
7. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1375، ج 16، ص 293.
8. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 3، ص 4.




برچسب‌ها: نماز ، عبادت ، ارتباط با خدا ، گناه ، دوری از گناه ، ترک گناه ، دوری از رذائل ، بهشت بهشتیان
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/9/28 توسط مهدی دشت آبادی

چگونه باید با حسد مبارزه کرد؟ و آیا حسادتی که فقط در دل انسان است گناه محسوب می شود؟

پاسخ:

حسد عبارت است از تمنای زوال نعمت از انسان دیگر و ضد آن، نصیحت است. یعنی خواستن نعمتی برای مسلمانی که صلاحش در آن است. و از بدترین صفات اخلاقی محسوب می شود و سرچشمه نخستین گناه بر روی زمین می باشد زیرا باعث قتل هابیل شد.(1) و به دنبال «حسد» تکبّر و غیبت و ظلم و دروغ و... می آید.(2) و گناه و عقوبت «حسد» سنگین است، تا آنجا که آفتِ دین و از بین برنده ایمان شمرده شده و حسود را در جرگه منافقان قرار می دهد.(3)

راه علاج بدون شک برای حسد راه علاج وجود دارد، و الا خداوند کسی را تکلیف نمی کرد حسد نورزد، امام خمینی(رحمه الله) می فرماید: گمان مکن که رذایل نفسانی و اخلاق روحی ممکن الزوال نیست، اینها خیال خامی است که نفس اماره و شیطان القاء می کنند، تا تو را از راه آخرت و صلاح باز دارند.(4) اما این که چگونه حسد را باید علاج کرد؟
اولا: بدانیم که انسان حسود در واقع، معترض به حکمت خداست، که چرا به افرادی فلان نعمت را بخشیده است و این اعتراض به خدا، ظلمی بزرگ است. قرآن مجید می فرماید: «به مردم در برابر آنچه خدا از فضلش به آنها بخشیده حسد می ورزد.»(5)
ثانیا: متوجه باشیم حسد به حاسد ضرر می رساند زیرا صاحب این رذیله، هم در دنیا معذّب و مبتلا است و هم در قبر و آخرت. در حالی که برای محسود هیچ ضرری نمی رساند، نعمت از او زایل نمی شود، بلکه برای او نفع دنیوی و اُخروی هم دارد.(6)
پس باید به نفس خود بفهمانیم که این بنده خداست و شاید خداوند به او نظر لطف داشته است، پس چرا با بنده صالح خداوند دشمنی و حسادت کنیم.(7)
اگر تیغ عالم بنجنبد ز جای *** نبرد رگی تا نخواهد خدای
ثالثا: دعا کنیم و از خداوند که سلطان قلبها و مقلب القلوب است، بخواهیم نسبت به مؤمنین، ما را حسود نسازد. قرآن مجید می فرماید: «پروردگارا: ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند، بیامرز و در دلهای ما حسد و کینه ای نسبت به مؤمنان قرار مده.»(8)
چهارم: سعی و تلاش کنیم که «حسد» از ابتداء در قلب و فکر ما وارد نشود که پیشگیری بهتر و ارزانتر از معالجه است.
پنجم: نسبت به کسی که حسادت او در قلب ماست اظهار محبت کنیم، هر چند برای شخص مشکل و سخت باشد، ولی به خاطر آخرت خود و آسایشی که در آینده نصیب او می شود، سختی کار آسان می شود. مثلا از او تعریف و تجلیل کرده و نسبت به او نیکی کنیم، هر چند این کارها در ابتدا ظاهری و مصنوعی است، ولی به زودی این محبت ها، واقعی و حقیقی می شوند.(9)
ششم: در بسیاری از موارد همنشینی ها و جستجو از احوالات خصوصی، موجب حسادت می شود، پس سعی کنیم به مقدار ضرورت معاشرت کنیم و از زندگی خصوصی آنها که موجب حسادت ما می شود تفحص و جستجو نکنیم.
هفتم: از برخوردهای اشخاص، برداشت بد نکنیم و در امور اجتماعی متعادل باشیم، و از کسی به خاطر مقام یا مال و یا... توقع بی جا نداشته باشیم.
اما اینکه حسد اگر فقط در دل باشد گناه محسوب می شود یا نه؟ در بعضی از احادیث وارد شده که رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)فرمودند: در نُه چیز امت من تکلیفی و مواخذه ای ندارند، و از جمله آنها «حسد» است، در صورتی که به دست یا به زبان ظاهر نشود.
پس حسادت به خودی خود، تا زمانی که منشأ اثر نباشد و هیچ تأثیری به فکر و قلب خویش و عکس العمل سوئی بر علیه کسی که به او حسادت ورزیده نداشته باشد و فقط در ذهن خطور کرده باشد، این گناه محسوب نمی شود. چرا که موجب ضرر و ناراحتی برای کسی نشده است.
اما باید توجه داشت که وسوسه های نفس و شیطان خیلی فریبنده است و این خود زمینه را برای گناه فراهم می آورد. لذا باید مواظبت کرد و از همان ابتدا جلوی آن را گرفت. لذا امام خمینی (ره) می فرمایند: امثال این احادیث نباید مانع از مبارزه با «حسد» شود، چون کم اتفاق می افتد که حسد در نفس پیدا شود ولی تولید فساد و گناه نکند، چون حسد ایمان را می خورد.(10)

 


پاورقی:

1. مائده: 27. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهاردهم، ج 4، ص 349.
2. نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، چاپخانه هما، 1371، ج 1، ص 347.
3. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 9، ص 327 و ج 27، ص 464.
4. امام خمینی، سید روح الله، اربعین حدیث، انتشارات طه، چاپ سی ام، ج 1، ص 109.
5. نساء: 54.
6. امام خمینی، اربعین حدیث، ص 108 و ص 112.
7. امام خمینی، اربعین حدیث، ص 112.
8. حشر: 10. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 23، ص 514.
9. امام خمینی، اربعین حدیث، ص 112.
10. امام خمینی، اربعین حدیث، ص 112.




برچسب‌ها: حسد ، راه مبارزه ، حسادت ، گناه، حسود ، دوری از حسادت ، بهشت بهشتیان
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 91/9/27 توسط مهدی دشت آبادی

از چه راههایی می توان قناعت ورزی را در زندگی تقویت کرد؟

پاسخ:

از جمله بهترین راهها برای تقویت قناعت، تفکر در علت جمع آوری مال و ثروت و آفت های دنیوی است که امکان دارد، برای آن مال اتفاق بیفتد. به اینکه آدمی بیندیشد، حرص در جمع آوری مال، زیادتر از قدر ضرورت برای چیست؟ اگر برای اولاد ذخیره می کند، بداند که خدای او و خدای اولاد او یکی است و آن خدایی که به او روزی داده، به اولاد او نیز خواهد داد. اندکی به اطراف نظر کند. اگر برای خودش جمع آوری می کند، اولاً مقدار عمری را که قرار است زندگی کند، معین نماید و به اندازة آن جمع کند و فکر کند، آیا وقتی هست که او نیز سیر شود.(1)
ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم
با پادشه بگوی که روزی مقدّر است
اما نکاتی دیگر که در این امر قناعت ما را تشویق می کند:
1. توجه به مقام با عظمت انسانی: اگر قیمت خود را بدانیم، با حرص و طمع، آن را ضایع نمی کنیم و به ایجاد ملکه قناعت در خود می کوشیم و این مقام را با درخواست از دیگران ضایع نمی کنیم.
(اگر قیمت خود را دانستیم و از آنچه خدا به ما داده راضی شدیم، دیگر احساس کمبود نمی کنیم و به غیر از نیاز، خود را حریص نمی کنیم و قانع می شویم.)
2. شکرگزاری از آنچه داریم: شکرگزاری موجب می شود، دچار چشم و هم چشمی نشویم و به آنچه داریم قانع شویم و در کنار این شکرگزاری در حد امکان، بخشش هم داشته باشیم.
3. مطالعه و ملاحظة سیرة انسانهای پاک و قانع، ما را در پرداختن به قناعت یاری می رساند: روزی یکی از اصحاب امام صادق ـ علیه السلام ـ دید که حضرت، پیراهنی پوشیده که گریبان آن را وصله زده اند، آن مرد پیوسته بر پینه نگاه می کرد و گویا از پیراهن حضرت شگفت زده شده بود. امام فرمود چه شده که نگاهت را به من دوخته ای؟ گفت: نظرم به پینة یقة شما است. فرمود: این کتاب را بردار و چیزی را که در آن نوشته شده بخوان. مرد کتابی را که در مقابل حضرت بود برداشت و آن را نگاه کرد. در آن کتاب نوشته شده بود: کسی که حیا ندارد ایمان ندارد، کسی که در معاش خود تقدیر و اندازه ندارد، از ثروت بی بهره است و کسی که کهنه ندارد نو ندارد.(2)
4. انجام کارهای شایسته. خداوند در قرآن می فرماید: هر کس کار شایسته ای انجام دهد، او را به حیاتی پاک زنده نگه می داریم. در روایت، از حیات پاک به قناعت تعبیر شده است.(3)
5. توجه به آثار قناعت در قرآن کریم و روایات و همچنین صفات انسانهای وارسته:
خداوند متعال می فرماید: کسانی که هرگاه انفاق می نمایند، نه اسراف می نمایند و نه سختگیری، بلکه در میان این دو حد اعتدالی دارند.(4)
همچنین در روایت آمده است که:
امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ می فرماید: «همة بی نیازی ها و توانگری ها در قناعت و خشنودی به قسمتهای الهی است.»(5)

 


 

پاورقی:

1. نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، بحث علاج حرص.
2. قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، ج 2، ص 127، به نقل از: صالحی، محمدجواد، سیرت پاکان، قم، نشر سازمان تبلیغات، 1381.
3. نحل: 97، تفسیر نمونه ذیل آیه.
4. فرقان: 67.
5. غرر الحکم، ص 329، باب قناعت.

 




برچسب‌ها: قناعت ، قناعت ورزی ، تقویت قناعت ،راههای قناعت، زندگی ، بهشت بهش
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 91/9/26 توسط مهدی دشت آبادی
   1   2   3   4      >